شماره مطلب: 14482
علی ذوعلم؛

دیدگاه نادرست آموزش و پرورش عامل اصلی مشکلات/ سیاست های ابلاغی رهبر انقلاب، هنوز عملی نشده است

این‌همه مشکلات و عدم وجود مدیریت در آموزش‌وپرورش به دیدگاه نادرست آموزش‌وپرورش برمی‌گردد که تا زمانی که این دیدگاه و تعلیم و تربیت «اسلامی» نشود تمام صحبت‌های ما در حد درد دل و بیان آرزوها باقی می‌ماند.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی ذوعلم، رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و معاون موسسه پژوهشی حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری (مدظله العالی) است او سال هاست در بخش های مختلف فرهنگی و تربیتی کشور فعالیت داشته و در تهیه و تدوین سند تحول بنیادین آموزش و پرورش؛ مدیر طرح بوده و در تیم طراحی و تولید این سند مهم نیز حضور داشته است.

متن زیر گفتگوی تفصیلی پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج فرهنگیان با ایشان است.

تربیت در مفهوم اسلامی چگونه معنا می شود؟ با وجود این تعبیر، آیا آموزش‌وپرورش ما رویه اسلامی دارد و مفهوم تعلیم و «تربیت اسلامی» را تحقق بخشیده است؟

من فکر می‌کنم در ابتدا باید دو مطلب را از هم تفکیک کنیم.۱) تعلیم و تربیت اسلامی به‌عنوان یک دانش ۲) آموزش‌وپرورش اسلامی به‌عنوان یک دستگاه اجرایی

اگر ما درباره‌ی تعلیم و تربیت اسلامی به‌عنوان یک دانش بحث می‌کنیم، باید در بحث به شاخه‌ی علوم انسانی وارد بشویم و تعریف کنیم که چه دانشی دانش اسلامی است و مبانی هستی شناختی و همچنین روش‌شناسی و منابع آن دانش و روش این علم و منابع آن چیزی باشد که مورد تأیید اسلام باشد.

در همان مبانی هستی شناختی دارای جهان‌بینی اسلامی باشد. چون در یک دانش از منابع معتبر آن بحث می‌شود. در علوم انسانی جدید هم غالباً منابع معتبر برای علم بر اساس نگرش پوزیتیویسیتی (تجربه و مشاهده) است. ولی در نگاه اسلام یکی از معتبرترین منابع به‌خصوص در تعلیم و تربیت اسلامی منابع وحیانی است. یعنی قرآن، روایت و عقل که البته تجربه هم هست. ولی عقل در جایگاه مخصوص خود و درک و تعامل با عقل به‌عنوان منابع وحیانی.

ولی بحث ما درباره‌ی آموزش‌وپرورش اسلامی به‌عنوان یک دستگاه اجرایی است. آموزش پرورش اسلامی درواقع آن آموزش‌وپرورشی باشد که محصول آن انسان تراز اسلامی باشد؛ یعنی اگر ما بتوانیم آن انسان تراز اسلامی را تعریف کنیم.

دستگاه تعلیم و تربیت یعنی سیاست‌ها، فرآیندها و قوانین و برنامه‌ها و متون و منابع انسانی از قبیل مدیر و معلم و... به‌گونه‌ای طراحی شود که به این‌ها ساختار یکپارچه بدهیم طوری که خروجی ما انسان طراز اسلامی باشد. در سند تحول آموزش‌وپرورش که برنامه‌ی درسی معلمی است، این بحث به‌صراحت بیان شده است که یک انسان طراز اسلامی و دانش‌آموز طراز اسلام آن دانش‌آموزی است که در درجه‌ی اول متفکر و اهل اندیشه ورزی باشد.

اگر دستگاه آموزش‌وپرورش ما به‌گونه‌ای باشد که خروجی‌های آن دارای این ویژگی‌ها باشد، می‌شود گفت که این دستگاه تعلیم و تربیت یک دستگاه اسلامی است.

ملاک‌ها و معیارهای تعلیم و تربیت اسلامی در وضعیت کنونی کشور چیست؟

اگر بخواهم کوتاه عرض کنم با همان شاخصی که در صحبت اول عرض شد، باید بدانیم خروجی‌های آموزش‌وپرورش الآن چه مقدار اهل فکر و اندیشه هستند، چه مقدار ایمان دینی، ایمان به خدا و معاد متناسب با آن سطح رشد و آگاهی، متناسب با انتظاری که از آن‌ها می‌رود، در آن‌ها نهادینه شده است. چه مقدار در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی. اقتصادی اهل عمل هستند. چه قدر اخلاق مدار هستند و چقدر به دانش موردنیاز و مفید دست پیداکرده‌اند؛ بنابراین با همان ۵ عنصر عقل، ایمان، علم، عمل و اخلاق می‌توانیم دستگاه تعلیم و تربیت را با دانش اسلامی مقایسه کنیم.

به صورت کلی می‌توانیم بگوییم که بعد از دوره ۳۷ ساله انقلاب، خروجی‌های آموزش‌وپرورش اسلامی بوده است یا نه؟

واقعیت امر این است که با وجود تلاش و زحمت قشر معلمان و مربیان، آن ساختار یکپارچه و هدفمند که باید در تعلیم و تربیت ما سایه انداخته باشد هنوز به طور مطلوب شکل نگرفته است؛ و دلیل آن این است که ۱) ما هنوز نتوانسته‌ایم مدل آموزش‌وپرورش اسلامی را از دانش فلسفه‌ی تعلیم و تربیت اسلامی استخراج کرده و معماری کنیم. درواقع ما نیاز به معماری و الگوی آموزش‌وپرورش اسلامی داریم. البته تلاش‌های زیادی در حال انجام است و ما ناامید نیستیم.۲) ما یک دوره‌ی طولانی بعد از انقلاب گرفتار ساختارهای سکولاریستی در تعلیم و تربیت شدیم؛ و اینکه ساختار علوم انسانی در حوزه و دانشگاه ما اسلامی نشده‌اند. این حرکت‌ها قابل‌قبول است اما اینکه بگوییم به حد مطلوب رسیده‌ایم قطعاً نه!

آیا سند تحول بنیادین بر اساس تعلیم و تربیت اسلامی نوشته شده است؟ آیا حرکت اسلامی شدن باید دوره‌ای باشد، یعنی حرکت اسلامی متوقف شود و منتظر خروجی‌های بعدی آموزش‌وپرورش باشیم تا برنامه‌ریزی کنیم؟

در حدی که معرفت دینی اسلامی ما در جامعه و دستگاه‌های تخصصی و تحقیقاتی انجام گرفته و رشد کرده است، این سند تحول بنیادین واقعاً یک متن اسلامی است که بر اساس جهان‌بینی اسلامی تنظیم‌شده است. گزاره‌های ارزشمندی در این سند موجود است و دلالت‌های نوین و گزاره‌های آن اگر خوب فهم شود، تحول‌آفرین است ولی من معتقدم که هنوز این موارد فهم نشده است. فهم این دلالت‌ها نیازمند فرآیند پژوهشی-آموزشی، نیازمند وقت گذاری، فکرگذاری و سرمایه‌گذاری است؛ یعنی برای فهم این‌ها که جزء پیچیده‌ترین شاخه‌ی علوم انسانی است. بسیار پردامنه و بسیار تأثیرگذار و تأثیرپذیر از اسلام است.

چون اساساً اسلام یک آموزش عملی تربیت است؛ یعنی سیاست اقتصاد حقوق خانواده و همه این‌ها همه با تربیت در اسلام معنا می‌شود. پس اگر ما بتوانیم از هرکجا که باشد، شروع کنیم حتی از یک مدرسه از یک منطقه و نهاد آموزشی و یا غیردولتی در آموزش‌وپرورش، برای اینکه این گزاره‌ها فهم بشود و روی آن کار بشود، واقعاً جریان تحول ساز به توان جدیدی شکل می‌گیرد.

اگر ما تحقیقات بیشتری روی انسان‌سازی اسلامی انجام دهیم، روی منابع نقلی با رویکرد تربیتی اخلاق و جامعه‌شناسی اسلامی کار بکنیم، قطعاً به ارتقای این مبانی خواهیم رسید.
اهمیت و ضرورت تعلیم و تربیت اسلامی را چیست؟

ما یک جامعه اسلامی هستیم که اسلام را به‌عنوان یک مکتب پذیرفته‌ایم نه صرفاً یک سنت تاریخی!

۱) اسلام را به این جهت پذیرفته‌ایم که دارای مبانی مستحکم منطقی، عقلانی و فکری است.۲) ما یک نظام اسلامی در کشور تشکیل دادیم، ما یک انقلاب عظیم اسلامی را پشت سر گذاشتیم. هدف این انقلاب این بود که نظام‌های اجتماعی ما اسلامی بشود.۳) امروز دیدگاه تربیتی رایج سکولاریستی نتوانسته‌اند از عهده‌ی آزمون تعلیم و تربیت خوب خارج شوند یعنی تربیت‌شده‌های نظام تربیتی سکولار تربیت‌شده‌های خادم به جامعه و دلسوز مردم مؤمن و معناگرا، دارای یک پشتوانه ایمانی قوی نیستند؛ بنابراین ما اگر بخواهیم در زمینه‌ی پیشرفت جامع در کشورمان توفیقی به دست بیاوریم آن پیشرفت‌های جامعه، بدون تحول تربیتی امکان‌پذیر نیست. توفیق پیشرفت ما بدون برگشت به مبانی اسلامی مقدور نیست.

نهاد و سازمان‌های مؤثر در تعلیم و تربیت اسلامی کدام هستند و چه وظایفی دارند؟ چگونه در این روند تأثیرگذار خواهند بود؟

برای تحقق تعلیم و تربیت اسلامی در جامعه و کشور ما باید حوزه‌های علمیه در این جهت فعال باشند. دانشگاه‌های ما در این جهت احساس مسئولیت بکنند. رسانه‌های باید در این جهت ورود پیدا کنند. نهاد خانواده باید به مثابه آن اهداف جهت‌دهی و توانمندسازی بشود. امروز در جامعه‌ی ما برای نهاد خانواده هیچ پشتیبانی وجود ندارد.

مساجد به‌عنوان خاک‌ریزهای فرهنگی ما باید فعال باشند. نهادهای مردمی و عمومی ما مثل شهرداری‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی دینی ما باید فعال باشند. می‌خواهم این را عرض کنم که در یک جامعه‌ی اسلامی همه‌ی دستگاه‌های پژوهشی، علمی، فرهنگی و دینی در امر تعلیم و تربیت باید احساس وظیفه کنند.

حتی دستگاه‌های غیرفرهنگی مثل دستگاه‌های اقتصادی که با پشتیبانی مالی این وظیفه را تحقق می‌بخشد؛ اما الآن چقدر پشتیبانی مالی از دستگاه آموزش‌وپرورش انجام می‌شود؟ واقعاً می‌شود با یک سطح حقوق پایین‌تر از متوسط که در آموزش‌وپرورش هست انتظار داشته باشیم که توانمندترین نیروها جذب آموزش‌وپرورش شوند. البته ما یک اقلیتی داریم که علی‌رغم این محدودیت‌ها آموزش‌وپرورش را رها نمی‌کنند که بر اساس یک عقیده‌ی انقلابی و یک انگیزه‌ی دینی است؛ اما این کافی نیست. آیا امروز آموزش‌وپرورش به‌عنوان مهم‌ترین مسئله و دغدغه‌ی دولت مطرح می‌شود؟

در این دوره‌ی سه‌ساله، رییس‌جمهور محترم که به‌عنوان رییس شورای عالی آموزش است چند بار در جلسات مرتبط حضورداشته‌اند؟ این روزها چقدر درباره‌ی آموزش‌وپرورش فکر می‌شود؟ پس همه مسئول‌اند و می‌شود گفت هیچ‌کس به وظایف خود عمل نمی‌کند.

به نظر شما در فضای امروزی سیستم کشور، تعلیم و تربیت اسلامی با چه مشکلاتی روبه‌رو است؟

۱) مشکل فقدان دانش تعلیم و تربیت اسلامی است؛ یعنی ما هنوز همان‌طور که اشاره شد در تحول علوم انسانی در شاخه‌ی تعلیم و تربیت می‌توانیم دانش اسلامی تولید کنیم. همین‌طور در شاخه‌های مختلف مثلاً در برنامه‌ریزی آموزشی و در برنامه‌ریزی درسی و روانشناسی رشد. ۲) عدم طراحی و معماری الگوی اسلامی تعلیم و تربیت. ما می‌بینیم که آنچه در تعلیم و تربیت حاکم است، الگوی اقتباس‌شده از غرب است.۳) فقدان سرمایه‌ی انسانی محقق و پژوهشگر که با مبانی اسلام و تربیت آن آشنا باشد و تولید دانش بکند.۴) منابع مالی. کمبود منابع مالی در اینکه بتواند در همان حد فهمی که از اسلام دارد و می‌تواند در مراکز و بسترهای علوم تربیتی سرمایه‌گذاری کند یک کمبود چهارمی است!

آیا نهادهای نظارتی بر اجرای درست تعلیم و تربیت اسلامی در مدارس و دانشگاه‌ها وجود دارد؟ اگر وجود دارد درست عمل می‌کند یا نه؟

اگر بخواهیم واقعی ببینیم نه وجود ندارد! واقعاً چقدر کیفیت آموزش‌وپرورش مورد ارزیابی قرار می‌گیرد؟ اصلاً با چه شاخصی این کار باید انجام بشود؟ بنابراین تقریباً می‌شود گفت ما فاقد یک دستگاه ارزیابی‌کننده‌ی فعال و توانمند و مؤثر هستیم؛ یعنی یک دستگاه نظارت‌کننده باید فعال توانمند و مؤثر باشد؛ یعنی بتواند در روند کار مدارس ما تأثیرگذار باشد. چنین چیزی اصلاً وجود ندارد!

البته دستگاه‌هایی داریم به‌عنوان نظارت بر روند آموزش‌وپرورش و سایر دستگاه‌ها؛ اما نظارت‌کننده‌های فعالی نیستند و غالباً نظارت‌های اداری و مالی و صوری است که در کیفیت‌بخشی و در ارتقای توانمندی برون داد اسلامی مؤثر نیست.

درواقع مبانی نظریه‌ی تحول آموزش‌وپرورش که توسط رهبری ابلاغ شد، سیاست‌های آن هنوز مورد عمل جدی قرار نگرفته است.

ما برای اینکه بتوانیم در عمل به آموزش‌وپرورش بها دهیم و کاستی‌هایش را کاهش دهیم، نیاز به ثبات مدیریتی در آموزش‌وپرورش داریم به یک اقتدار علمی، نظری و مدیریتی که ما نداریم. هر چهار سال یک‌بار این مدیریت عوض می‌شود مدیریت چهارساله قطعاً فرصت و ظرفیت کافی برای استفاده از ظرفیت کشور را ندارد. اگر ما خواستار تحول در آموزش‌وپرورش هستیم باید به مسئله‌ی ثبات مدیریتی توجه داشته باشیم.

ما در آموزش‌وپرورش به یک حرکت تحولی دوسویه نیازمندیم، یک حرکت از بدنه و یک حرکت از رأس. ما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که فقط از رأس کار تحول به‌پیش رود بلکه بدنه‌ی آموزش‌وپرورش، مثل انجمن اولیا مربیان در مدرسه و امور پرورشی در یک ناحیه می‌تواند تحول ساز باشد. با ابتکار و خلاقیت، با مراجعه به متون تربیت اسلامی-علاوه بر استخراج دانش علمی معتبر- می‌شود به تحول رسید. هرچقدر در راه آموزش‌وپرورش کار و تلاش شود به همان اندازه هم برای جامعه بهره‌برداری می‌شود.

ضرورت وجود دانشگاه فرهنگیان به‌عنوان منبع تعلیم و تربیت نیروی انسانی و اسلامی در آموزش‌وپرورش چیست؟

من بارها گفته‌ام همان‌گونه که آموزش‌وپرورش محل تعلیم و تربیت دانش‌آموز است به دستگاه تعلیم و تربیت معلمان نیز نیاز دارد و این بسیار مهم است؛ یعنی تحول در آموزش‌وپرورش با مدیران و معلمان است. خب این‌ها در کجا به یک هویت تربیتی دینی برسند؟ این خیلی مهم است که معلم فقط به دانش و مهارت دست پیدا نکند، ما این‌چنین معلمی نمی‌خواهیم. ما معلمی می‌خواهیم که به یک هویت تربیتی صحیح و دینی رسیده باشد ما به این‌گونه معلم نیاز داریم؛ و برای همه‌ی این‌ها نیاز به یک مرکز تربیتی است که قبلاً با عنوان تربیت‌معلم و در این سال‌ها با عنوان دانشگاه فرهنگیان مطرح‌شده است. از شهید رجایی نقل می‌کردند که ایشان می‌گفت: من اگر لازم باشد کتم را می‌فروشم و خرج مراکز تربیت‌معلم می‌کنم.

هیچ‌گونه قصور و کوتاهی در مقابل مشکلات آموزش‌وپرورش پذیرفتنی نیست. همچنین با توجه به بند ۲۸ جذب نیرو؛ این واقعاً انصاف نیست که نیروهایی غیر از کانال دانشگاه فرهنگیان جذب آموزش‌وپرورش شوند. این‌همه مشکلات و عدم وجود مدیریت در آموزش‌وپرورش به دیدگاه نادرست آموزش‌وپرورش برمی‌گردد که تا زمانی که این دیدگاه و تعلیم و تربیت «اسلامی» نشود تمام صحبت‌های ما در حد درد دل و بیان آرزوها باقی می‌ماند.

انتهای پیام/

مقالات

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.